کسانی که این بازی را نمی شناسند ممکن است بپرسند که Crysis چیست؟
در ابتدا باید بگویم که این بازی هیچ ارتباطی به Far Cry ندارد و دنباله و یا ادامه ای برای آن بازی محسوب نمی شود!
در عوض این یک بازی اصیل حول داستان هجوم موجودات بیگانه در جزایر اسپراتلی می باشد. جزایر اسپراتلی یکسری مجمع الجزایر کوچک هستند که واقعا در جهان حقیقی وجود دارند و در جنوب دریای چین در نزدیکی فیلیپین واقع شده و مالکیت آن به چندین ملیت تعلق دارد. اگر چه جزیره در بازی بسیار بزرگتر از نقطه ی مقابل خود در جهان واقعی می باشد که بیشتر تپه ی دریایی است تا جزیره...
داستان از آنجایی شروع می شود که یک شهاب سنگ مرموز از فضا به زمین می افتد و بر روی جزیره فرود می آید... از آنجایی که شهاب سنگ بطور آشکاری در اتمسفر شعله ور بود، ملیت های جهان مشکوک می شوند که مساله ای غیر عادی در رابطه با شهاب سنگ وجود دارد!! در هر صورت ارتش کره ی شمالی اول از همه به آنجا می رسد و ورود هر کس دیگری را به جزیره ممنوع می کند. همانطور که احتمالا اطلاع دارید کره ی شمالی و آمریکا میانه ی خوبی با هم ندارند از این رو آمریکایی ها هم نیرو های ویژه ای به جزیره اعزام می کنند. شخصیت شما و یا بنوعی قهرمان بازی عضوی از تیم نیروی ویژه ی آمریکاست که به جزیره عازم شده تا بفهمد که در آن جزیره چه اتفاقی افتاده است... .

بخش اول بازی شامل جنگ شما با نیرو های کره ی شمالی می باشد. اما اوضاع به شکل بدتری تغییر می کند هنگامی که شی بیگانه از هم باز می شود و جزیره را منجمد می کند و بر آب و هوای زمین تاثیر می گذارد! در این هنگام دشمنان با هم متحد می شوند تا با این تهدید بمراتب خطرناک تر به مقابله بپردازند و آن را متوقف کنند و ادامه ی ماجرا... .
اگر شما Far Cry را بازی کرده باشید پس می دانید که Crytek کمپانی ای هست که به گیم پلی بدون محدودیت و باز بسیار اعتقاد دارد. زیبایی آن بازی به این علت بود که شما آزادی عمل کامل داشتید که به هر کجا بروید ضمن اینکه می توانستید به روش خودتان بازی کنید! اگر احساس جنگجویی داشتید می توانستید مسیر مستقیم را در پیش گیرید و با اسلحه به هنرنمایی بپردازید اما اگر شما در مهمات و میزان سلامتی با کمبود مواجه بودید می توانستید دزدکی و مخفیانه پیرامون جزیره را بپیمایید. در فارکرای بسیاری مواقع پیش می آمد که براستی حس می کردیم که در جنگل هستیم... .
Crysis تنها یک بازی Farcry نیست که موتور گرافیک پیشرفته تری داشته باشد! در این بازی قول یک بازی بزرگتر و پرمایه تری از بسیاری جهات داده شده. داستان قول داده شده که انعطاف پذیری زیادی داشته باشد برای مثال: اگر یکی از اعضای تیمتان خیلی زود کشته شود او دیگر بعد از آن نخواهد بود که به شما اطلاعات ارزشمندی دهد که ممکن است زنده ماندن را برای شما آسانتر کند. همچنین بر روی هوش مصنوعی انسان ها و موجودات بیگانه نیز بسیار کار شده! علاوه بر اینها به مانند FarCry در این بازی نیز وسابل نقلیه ی متنوعی وجود خواهد داشت.

Crysis همچنین از ظاهر بسیار واقع گرایانه تری نسبت به FarCry سود می برد. برای مثال: جنگل ها در Far Cry اگر چه به طور خارق العاده ای جذاب بودند اما عده ای ظاهر جنگل ها را تا حدودی پلاستیک مانند میدانستند! این بخاطر این بود که هنرمندان نتوانستند هیج جنگل واقعی در قلب اروپا پیدا کنند تا بر روی آن مطالعه کنند. بهترین کاری که توانستند انجام دهند این بود که به تعداد زیادی عکس نگاه کنند و از یک گلخانه ی گرمسیری در آلمان بازدید کنند. اما این دفعه Crytek یک تیم از هنرمندان و برنامه نویسان را به جاماییکا عازم کرد تا بر روی برگ درختان و نوع و پوشش زمین مطالعه کنند! نتیجه این شد که شاهد جنگل هایی بسیار بسیار واقعی تری در Crysis باشیم برای نمونه در این بازی می توان گیاهان را منهدم کرد!
و اما از همه مهمتر در بازی Crysis موتور استفاده شده در آن می باشد با نام Cry Engine 2. موتوری که به اعتقاد بسیاری، انتظارات از گرافیک و جلوه های ویژه در بازی های رایانه ای را تغییر خواهد داد! بگذارید به گوشه ای از ویژگی ها و جلوه های بکار رفته در این موتور نگاهی بیاندازیم:
Volumetric Clouds.... Real-time Ambient Maps.... Depth of Field... Motion Blur..... Soft Shadows....
این ها که گفته شد تنها بخش کوچکی از جلوه ها و تکنیک های بکار رفته در موتور Crytek 2 بود. Crysis در حقیقت بعنوان یک بازی نسل آینده شناخته می شود و جزو اولین بازی هایی است که بر پایه ی Directx 10 ساخته می شود. البته این بازی با Directx 9 هم سازگار خواهد بود اما برای مشاهده ی تمام جلوه های بکار رفته در این بازی شما حتما به یک کارت گرافیک با قابلیت پشتیبانی از DirectX 10 نیاز خواهید داشت.
اما بد نیست کمی هم در مورد Crytek سازنده ی این بازی بدانیم. Crytek استودیویی هست که توسط 3 برادر تاسیس شد. این استودیو هم اکنون در حدود 120 نفر از سراسر جهان خدمه دارد که تلاش می کنند دیدگاه های متفاوتی را برای پروژه توسعه ی بازی هایشان ارائه دهند.

سه تن از کارکنان Crytek سه برادر هستند به نام های فرانک ، آونی و سوات یرلی که همیشه آرزوی ساختن بازی داشتند بخصوص سوات که از بازی با Comadore 64 اش به همکاری آنلاین با دیگران در کالج پرداخت، که این همکاری سرانجام منجر شد به ساخت یک دمو به نام X-Isle!
X-Isle یک جزیره ی جنگلی شادابی را به تصویر می کشید که شامل دایناسور های ترسناکی بود.
با این دمو برادران یرلی به آمریکا پرواز کردند تا در نمایشگاهElectronic Entertainment Expo 2000 شرکت کنند بدون آگاهی از اینکه چه در انتظارشان است... .
سوات در این ارتباط می گوید: "من حدس میزنم که ما تنها افرادی در تاریخ E3 بودیم که در آنجا پول ورودی پرداخت می کردند" سوات در آن زمان به سختی انگلیسی می دانست. وی تصمیم گرفت که کسی را از Nvidia پیدا کند تا دموی X-Isle را نشانش دهد و این در نهایت منجر شد که شرکت Nvidia از این دمو برای معرفی سری کارت های گرافیک جدید Geforce خود استفاده کند! و پس از آن سبب عقد قرداد انتشاری برای توسعه ی FarCry شد و مابقی ماجرا که در تاریخ ثبت شد... .
Crytek استودیوی نسبتا بزرگی است با اتاق هایی که برای چندین تیم توسعه کافی است. بدون تعجب، پس از ساختن FarCry و Crysis، شرکت Crytek سرگرم کار بر روی چندین پروژه است که هر کدام از دیگری متفاوت است! شرکت Crytek نمی خواهد تنها به عنوان سازنده ی بازی های FPS شناخته شود و بیشتر دوست دارد به عنوان سازنده ی بازی های بزرگ در همه رده ها مطرح شود.

شروع Crysis از اواخر مراحل توسعه ی Far Cry در سال 2004 شروع شد. هنگامی که سوات با درخواست منجمد کردن جنگل های Far Cry تیم طراحی را به چالش طلبید، این تنها از بعد تکنیکی و فنی یک چالش محسوب نمی شد بلکه از جنبه ی روایت داستان نیز یک چالش بود!
یک جنگل یخ زده بایستی مشخصات متفاوتی با یک جنگل عادی داشته باشد برای مثال درختان و اشیای دیگر به خاطر سرمای بسیار زیاد بایستی که خرد شوند، همچنین نیاز هست توضیح داده شود که چه عاملی سبب یخ زدن جنگل ها شده است... .
از یک جهت دیگر، تیم توسعه دهنده حتی قبل از اینکه Far Cry تمام شود می دانست که قصد دارند یک بازی دیگر در سبک فارکرای بسازند. Far Cry اولین بازی شرکت Crytek بود و برای این شرکت بیشتر یک تجربه ی یادگیری بود... !
هنگامی که Far Cry در حال توسعه بود Crytek می دانست که در یک رقابت برای شکست دادن Doom 3 و Half Life 2 در بازار قرار دارد به عنوان محصولات دو تن از مشهورترین شرکت های سازنده ی بازی یعنی id Software و Valve! این دو بازی همانند دو گوریل 400 کیلویی بودند و Crytek دریافته بود که اگر فروش Far Cry به بعد از عرضه ی این دو بازی موکول شود به عنوان یک شرکت تازه کار و ناشناخته هیچ شانسی در مقابل این دو بازی ندارد...بنابراین Far Cry یک پروژه ی با شتاب بود و هنگامی که Crytek دانست که این بازی از کیفیت مورد نظرش برخوردار است آن را راهی بازار کرد. در حالیکه تیم سازنده می دانست که کار های بسیار بهتر و بیشتری می توانست بر روی آن صورت پذیرد!
کمپانی Crytek قصد دارد که بازی Crysis را در اواخر سال میلادی جاری (2006) برای پلتفرم PC عرضه کند و همانطور که قبلا بار ها گفته شده و اخیرا هم دوباره توسط این کمپانی تایید شده این بازی کماکان تنها برای پلتفرم PC ((Windows-Only منتشر خواهد شد!
بدون شک Crysis یک تجربه ی وافعی از یک بازی رایانه ای نسل آینده را برای مشتاقان PC رقم خواهد زد!
بعد از مدت ها جنجال بی خودی و بزرگنمایی های بیش از حد تبلیغاتی بالاخره بازی Rise & Fall عرضه شد. در طی ساخت بازی پس از گذشت چندی شرکت طراح بازی اعلام تعطیلی کرد و ادامه ی ساخت بازی بر عهده ی شرکت دیگری گزارده شد. (نا گفته نماند که هر دو شرکت از زیر شاخه های کوچک Midway هستند) در حال حاضر این بازی با پایین ترین کیفیت ممکن و کلیشه ای ترین حالت موجود وارد بازار شده است و فقط این سوال را در ذهن ما به وجود می آورد که آیا Midway این بازی را آزمایش نکرده به بازار فرستاده است؟ یا برای اثبات اینکه می شود بدترین بازی های سال را هم ساخت این بازی را منتشر کرده است! یک مخلوط نه چندان جالب از سبک های استراتژی و سوم شخص. این بازی یک بار دیگر برای طرفداران سبک RTS زنگ خطری بود تا متوجه بشوند که سبک RTS تقریبا افت شدیدی کرده و دیگر دوران اوج چند سال پیش خود را طی نمی کند. در یکی دو سال گذشته تقریبا RTS هم گام با FPS در PC پیش می رفت ولی در این دو سال اخیر شاهد افت شدید بازی های این سبک بودیم. دلیل آن هم بیشتر می تواند نبود امکان نو آوری در این سبک بوده است ولی شاید ایده هایی باشند که هنوز سازنده ها به سراغ آنها نرفته اند و نمونه هایی مانند BFME1 و Empire at War دلیلی بر این مدعاست.

R&F تقریبا هیچ چیز جدیدی را به پیکره ی RTS اضافه نکرده است و شاید بتوان گفت که این بازی تلفیق کاملا ضعیفی از تمام بازی های موفق این چند سال اخیر بوده است اما این تلفیق بیشتر مانند یک تقلید بچه گانه می ماند. بازی از دو campaign مختلف در دو منطه ی مختلف کره ی زمین و دو داستان مختلف تشکیل شده است. داستان یکی در مورد کلئوپاترا و تلاش او برای حفظ مصر در مقابل حمله ی رومیان است حال آنکه دیگری در مورد مبارزات اسکندر مقدونی با پارس هاست. در بازی شخصیت های مهم دیگری مثل آشیل، مارک آنتونی و ژولیوس سزار هم وجود دارند تا بعد تاریخی بازی گسترش بیشتری پیدا کند، اما این شخصیت ها همگی اسم هستند و آن اباهت توصیفاتشان را ندارند. در بین سربازهایی که هر کدام نژادهایی دارند تفاوت زیادی دیده نمی شود یعنی اینکه اگر شما برای خرید نیرو های مصری همان مقدار هزینه ای را بدهید که برای خرید یک نیروی یونانی داده اید این دو نیرو از لحاظ کارایی تفاوتی با هم ندارند و فقط از لحاظ ظاهر با هم متفاوتند. ساختمان های بازی اگر نگوییم همه هم شکل هستند لااقل قریب به 90 درصدشان شبیه هم هستند که این یک مشکل بزرگ برای بازی محسوب می شود چرا که، هم تعداد نژاد کم بوده هم اینکه بازی آنچنان طولانی نیست که طراحی ساختمان های متفاوت وقت زیادی را از سازندگان بگیرد و این یکی از دلایلیست که ثابت می کند بازی قبل از عرضه به بازار کوچکترین آزمایشی را نگذرانده است. منابعی که بازی کننده با آنها سر و کار دارد طلا، چوب و افتخار هستند طلا و چوب باید مطابق معمول تمام بازی های این سبک استخراج شوند اما افتخار با جنگیدن بیشتر، ساختن ساختمان و گردش در نقشه ی بازی بدست می آید. با بالا بردن درجه ی Hero می توانید از نیروهای خاصی بهره مند شوید مثلا سرعت ساخت ساختمان و نیرو ها و استخراج منابع را افزایش دهید یا به نیرو های قویتر و جدیدتری دسترسی پیدا کنید. بخش مهم و نسبتا جذاب (البته جذاب در مقابل بخش های دیگر) دیگر بازی مبارزات کشتی هاست که البته باز هم مثل اکثر قسمت های بازی، این بخش هم از مشکل طراحی یکسان برای همه ی نژاد رنج می برد. بخش مبارزات دریایی پرداختی عالی داشته است، تقریبا برای انجام این بخش و به نتیجه رسیدن در آن نوع چیدن کشتی ها خیلی مهمتر از قدرت آنهاست، اصولا مثل مبارزه روی زمین شما نیاز به یک استراتژی برای پیروزی در مبارزات دارید. شما می توانید کشتی های خود را پر از نیرو کنید و به جنگ بفرستید. یک کشتی خالی از نیرو حکم یک خطر جدی را برای شما دارد زیرا دشمنان شما می توانند با نزدیک شدن به آن کشتی سوار آن شوند و از آن علیه شما استفاده کنند و البته شما هم می توانید کشتی های دشمن را در اختیار بگیرید. بطور کلی برای اولین بار است که این احساس به شما دست می دهد که چیزی بنام نیروی دریایی هم در بین نیروهای شما قرار دارد، شاید همین قسمت را بتوان برترین بخش آن نام برد.

در این بازی می توانید کنترل Hero ها را از زاویه دید سوم شخص هم بدست بگیرید که بسیار جالب است و شاید تنها قسمتی از بازی باشد تا حدودی به چشم جدید بیاید. در این بخش شما می توانید به مبارزه بپردازید، راه ها را باز کنید اما این زاویه دید در همین سطح باقی می ماند و هیچ چیز اضافه ای ندارد. سازندگان می توانستند با قرار دادن تعدادی فرمان که بوسیله ی آنها می توانستید سپاهتان را کنترل کنید جذابیت بیشتری به این بخش دهند. این بخش بازی کار پیشروی در بازی را خیلی راحت تر می کند ولی همه چیز به سرعت عمل شما بستگی دارد. این بخش شباهت زیادی به بازی هایی مانند Dynasty Warriors دارد که در این بخش شما با کنترل Hero بصورت یک بازی hack-and-slash می توانید تعداد بسیار زیادی از سربازهای دشمن را ناکار کنید. شاید تنها جایی از بازی که Hero ها کارآمد باشند را بتوان همین قسمت دانست چون در بخش RTS بازی تنها مزیت Hero های شما اینست که می توانید قدرت آنها را افزایش و اثر ضربات آنها را قویتر کنید ولی استفاده از قدرت های Hero ها در دید سوم شخص بسیار کارآمد تر است. مشکل دیگر این بخش اینست که چیزی بنام کمبو در این بخش وجود ندارد که در حقیقت وجود سیستم کمبو برای این بخش بازی بسیار واجب بوده و نبود آن مقدار زیادی از هیجان این بخش را از بین برده است، تنها کاری که شما در این بخش می توانید بکنید فشار دادن کلید سمت چپ موس و حرکت به طرفین است. بازی از هوش مصنوعی بسیار ضعیفی که دارد رنج می کشد که این ضعف هم در بین نیروهای شما و هم در بین نیروهای دشمن دیده می شود. مثلا شما قصد دارید که سربازانتان را از بین دو ساختمان عبور دهید اما چنین چیزی غیر ممکن است، چون نیروهای شما تمام ساختمان های آن منطقه را دور می زنند و از آن منطقه خارج می شوند! یا مثلا نیروهای شما و نیروهای دشمن به خودشان زحمتی نمی دهند که با حمله به منجنیق های طرف مقابل از نابودی ساختمان های خود جلو گیری کنند و از همه بدتر نیرو های شما اگر مورد حمله هم قرار بگیرند دست به عکس العمل نمی زنند زیرا نیروها کاملا فرمان بردار هستند و فقط از شما دستور می گیرند!
ریتم بازی خیلی کند است و با انجام بازی هایی مثل Empire at War ،BFMEII ،WH40K و ... تقریبا انجام این بازی به شدت آزار دهنده است. هیچ چیز آن جوری که بازی کننده می خواهد پیش نمی رود، شما باید به آرامی منابع مورد نیاز خود را استخراج کنید و با استفاده از آنها تعداد زیادی ساختمان بسازید که همه آنها در بازی مورد نیاز است و باید همه آنها را ساخت. از طرفی بدون داشتن یک Hero کار شما تقریبا به جایی نمی رسد اما مساله اینجاست که پیشرفت بازی وابسته به پیشرفت Hero هاست و شما باید تمام منابع و نیروهای خود را برای پیشرفت Hero حرام کنید. در بخش مولتی پلیر بازی برای انجام بازی از 8 بازیکن پشتیبانی می کند تعداد Map های این بخش برای ساخت یک بخش چند نفره خوب کافی است اما مشکلات موجود در گیم پلی به این قسمت هم آسیب های خود را وارد کرده است. بخش Skirmish هم مطابق رسم همیشگی بازی های استراتژی در این بازی هم وجود دارد که بخش تمرینی بازی های استراتژی محسوب می شود.

در بخش گرافیک بازی خوب بوده اما بروز عمل نکرده است. در بازی های استراتژی نوین که شروع تب آن از 2004 شروع شد دیگر بیشتر قسمت های Map ها بصورت آبجکت طراحی می شوند ولی در مورد R&F می شود گفت 80 درصد Map ها بصورت تکسچر ساخته شده اند. مثلا در بازی چمن و خاک به یک شکل هستند ولی با این تفاوت که از لحاظ رنگ با هم فرق دارند یعنی اینکه چمن های روی زمین چسبیده اند و چیزی به ساقه برای چمن وجود ندارد! مشکل عظیم بازی زمانی خودش را نشان می دهد که که شما در حالت سوم شخص قصد انجام بازی را داشته باشید. در این هنگام است که همه چیز را به شکل تخت می بینید و انعطافی از بدن Hero و دیگر نیروها در هنگام حرکت نخواهید دید. متاسفانه Draw Distance بازی هم خیلی کم است و سازندگان برای رفع این عیب تعداد کوهستان ها را زیاد کرده اند! در نور پردازی بازی هم اشکالات زیادی وجود دارد، مثلا چیزی به اسم نیم سایه در بازی وجود ندارد و سایه ها هم کاملا سیاه هستند. از طرفی در اطراف سایه ها هم، همه چیز خیلی روشن است. ولی طراحی آب بسیار خوب انجام شده است یا بهتر بگوییم لااقل بهتر از سایر بخش های بازی است. نوع حرکت آب در هنگام پارو زدن و عبور کشتی ها از میان آن بسیار عالی کار شده است و رنگ آب کاملا طبیعی است. در مجموع بازی از لحاظ گرافیکی در حد انتظارات ظاهر نشده است و می توانست خیلی بهتر از این چیزی باشد که در حال حاضر است. بازی در بخش موزیک ها بسیار عالی است و از نظر ما نمره کامل را می گیرد اما در قسمت صدا گزاری با یک فاجعه ی خیلی بزرگ روبرو هستیم. از طرفی افکت های صوتی بازی هم خیلی بی خود هستند چرا که چیز زیادی به اسم افکت صوتی در بازی وجود ندارد! با وجود اینکه بازی با تبلیغات و سر و صدای زیادی وارد بازار اما به سادگی از دور رقابت خارج شد یا بهتر بگوییم اصلا وارد رقابت نشد. اکثر قسمت های بازی در سطح پایینی قرار دارند و با این کیفیت پایین بازی توانایی رقابت با بازی ها نوین استراتژی را به هیچ وجه ندارد. عرضه ی این بازی ثابت کرد هر کسی نمی تواند نکته ی جدیدی را وارد این سبک کند شاید فقط این کار از Petroglyph بربیاید که خودشان در West Wood این سبک را خلق کردند.
